يك سيّئه او را نه بماند .
آنگه گفت :
ويل لمن غلب آحاده اعشاره
، واى آن كس كه آحاد او اعشار او را غلبه كند ، يعنى سيّئاتش حسناتش را .
و در خبر است كه بعضى صحابه رسول را گفتند : يا رسول اللَّه ! ما را كجا صلاح باشد پس از اين آيت كه خداى تعالى گفت : * ( مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِه ؟ ) * رسول - عليه السّلام - گفت :
يا هذا أ لست تمرض أ لست تحزن
، نه بيمار نباشى ( 1 ) نه تو را اندوه » رسد ؟ گفت : بلى . گفت : آن كفّارت گناه بود .
و در خبر است كه چون اين آيت آمد ، ابو بكر الصّدّيق گفت : هذه قاصمة ، اين آيت پشت شكننده است ، و به يك روايت گفت : انّى وجدت انقصاما ( 3 ) في ظهري حتّى لا أتمطَّى بها . رسول - عليه السّلام گفت :
انّما هى المصيبات في الدّنيا .
و بيان اين حديث
قوله - عليه السّلام . لا يصيب المؤمن وصب و لا نصب و لا سقم و لا أذى حتّى الهمّ يهمّه الَّا كفّر اللَّه بها من خطاياه
، گفت : مؤمن را هيچ دردى و رنجى و ماندگى و بيمارى نرسد تا آن غم كه او را غمگين كند الَّا خداى تعالى آن به كفّارت گناهش كند .
و در خبر است كه رسول - عليه السّلام - گفت چون اين آيت فرود آمد و صحابه جزع كردند :
ابشروا و قاربوا و سدّدوا انّه لا يصيب احدا منكم مصيبة فى الدّنيا الَّا كفّر اللَّه بها خطيئة حتّى الشّوكة يشاك احدكم بها
، گفت : بشارت باد شما را نزديك باشى ( 4 ) با مردم و بر صلاح باشى ( 5 ) كه هيچ كس نباشد كه او را مصيبتى رسد و الَّا خداى به كفارت گناهش كند تا آن مقدار كه اگر خارى در پايش شود كفّارت گناهش باشد .
حسن بصرى گفت در اين آيت : مراد به آيت كافر است ، امّا مؤمن ( 6 ) را خداى تعالى جزا كه دهد بر نكوتر عملش دهد و از سيّآتش تجاوز كند ، آنگه اين آيت بر خواند : لِيُكَفِّرَ اللَّه عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ
هامش
( 1 ) . تب ، مت ، آج ، لب ، لت : بيمار بباشى ، مر : نه تو بيمار شوى .
( 2 ) . مر : اندوهى .
( 3 ) . آج ، لب ، مر ، لت : انقضاما .
( 4 ، 5 ) . مر ، لت : باشيد .
( 6 ) . مت : مؤمنان .