و قال الشاعر :
مسوّمين بسيما النّار أنفسهم
لا مهتدين و لا فيها براضينا
ابن كثير و ابو عمرو و عاصم و يعقوب خواندند بكسر « الواو » ، بر آن كه فاعل ايشان باشند ، يعنى أنّهم سوّموا أنفسهم و خيولهم بعلامات ، ايشان علامتى بر خود كرده بودند . و باقى قرّاء خواندند : « مسوّمين » أى معلَّمين ، براى آن كه ايشان مفعول باشند .
و قراءت اوّل اختيار ابو حاتم است ، و دوم اختيار ابو عبيده .
خلاف كردند در علامت ايشان كه چه بود : عمير بن اسحق روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او صحابه را گفت روز بدر كه : خود را علامت ( 1 ) بركنى كه فرشتگان علامت كردند خود را به پاره اى پشم ( 2 ) سفيد كه بر بالاى ترك و كلاه نهادهاند .
ضحّاك و قتاده گفتند پاره اى پشم ( 3 ) رنگين در پيشانى اسپان و دنبال اسپان بسته بودند . مجاهد گفت : علامت ايشان آن بود كه دنبال اسپان و برشهاى ايشان ببريده بودند . ربيع گفت : علامت آن بود [ 260 - پ ] كه بر اسپان ابلق بودند ، و علىّ بن ابي طالب و عبد اللَّه عبّاس گفتند : دستارهاى سپيد داشتند دنبال دراز به ميان كتف فرو گذاشته .
عبد اللَّه زبير گفت : عمامههاى زرد داشتند . زبير بن المنذر گفت عن جدّه ابي اسيد - و او بدرى بود - و مكفوف ( 4 ) شده بود - گفت : اگر مرا چشم درست بودى ، من شما را آن جا بردمى و آن شعب كه فرشتگان از او بيرون آمدند با شما نمودمى ، كه پندارى در ايشان مىنگرم كه مىآمدند با عمامههاى زرد دنبال دراز فرو گذاشته .
عكرمه گفت : بر ايشان سيماى قتال و كارزار بود . سدّي گفت : سيماى مؤمنان بود .
قوله : * ( وَما جَعَلَه اللَّه إِلَّا بُشْرى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ ) * ، هاى ضمير راجع است با مدد يا با وعدهء مدد خداى تعالى گفت : نكرد خداى تعالى آن مدد را و آن وعدهء دوم ( 5 ) كه داد به مدد إلَّا تا شما را كه به مؤمنانيد بشارتى باشد و دلهاى شما ساكن شود و جزعى و
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : علامتى .
( 2 ) . دب : بريشم ، مب ، مر : ابريشم .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق : بريشم ، مب ، مر : ابريشم .
( 4 ) . اساس : مكشوف ، كه با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . مب : دويم .