قوله : * ( لَنْ يَضُرُّوكُمْ إِلَّا أَذىً ) * ، مقاتل گفت : رؤساى جهودان چون كعب و نعمان و ابو رافع و ابو ياسر و كنانه و ابن صوريا ، بنزديك عبد اللَّه سلام آمدند و اصحاب او از مؤمنان اهل كتاب ، و ايشان را ملامت و سرزنش كردند بر مسلمانى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اين جهودان به شما هيچ نتوانند كردن مگر ايذاء به زبان از طعنه ( 1 ) و وعيدى به دروغ يا دعوت با جهودى ، يا ( 2 ) كلمه اى از كلمات كفر كه بگويند تا شما به آن رنجور شويد ( 3 ) .
« * ( إِلَّا أَذىً ) * » محلّ او نصب است بر استثناء و جرير طبرى و بو القاسم بلخى ( 4 ) گفتند : استثناء منقطع است براى آن كه آن أذى ايشان را زيان ندارد ، و اوليتر آن است كه استثناء متّصل باشد براى آن كه أذى از جنس مضرّت باشد ، و منقطع آن بود كه مستثنى از جنس مستثنى منه نباشد ، چنان كه : ما بالدّار من أحد الَّا حمارا .
* ( وَإِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الأَدْبارَ ) * ، و اگر با شما كارزار كنند پشت به هزيمت دهند شما را ، و اين آيت از جمله معجزات است براى آن كه خبر است از غيب ، و مخبر بر وفق خبر آمد كه هر يكى از ايشان با رسول و صحابهء او قتال كردند ( 5 ) منهزم شدند از بنى قريظه و بنى النّضير و بنى المصطلق و جز ايشان ، پس آيت دليل صحّت نبوّت است و تسلَّى رسول است - عليه السّلام . و قوله : * ( ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ ) * ( 6 ) ، و پس ايشان را نصرت نكنند ، هم اين مورد دارد از روى اعجاز و تسلَّى . و اگر چه « ثمّ » حرف عطف است ، اين فعل معطوف نيست بر فعل اوّل ، براى آن مجزوم است ، و التّقدير : ثمّ هم لا ينصرون ، و إنّما استأنف لرأس الاية ، كما قال الشّاعر :
أ لم تسئل الرّبع القديم فينطق
أى فهو ينطق ( 7 ) ، و آن جا كه سر آيه نبود چنين فرمود : لا يُقْضى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا ( 8 ) . . . ، و مثله في رأس الآية قوله : وَلا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ ( 9 ) .
هامش
( 1 ) . وز : طعنهء / طعنه اى .
( 2 ) . مب ، مر به .
( 3 ) . فق : رنجور شوى / رنجور شويد .
( 4 ) . مب ، مر : ابو القاسم بلخى .
( 5 ) . مب ، مر و .
( 6 ) . اساس ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : لا تنصرون ، با توجّه به مب ، مر و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 7 ) . اساس ، وز : تنطق ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . سورهء ملائكه ( 35 ) آيهء 36 .
( 9 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) آيهء 36 .