باشد كه به اين ( 1 ) صفت بود . و اصل « فسق » خروج باشد ، يعنى از فرمان خداى بيرون باشند .
* ( أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّه يَبْغُونَ ) * - الاية . عبد اللَّه عبّاس گفت : سبب نزول اين آيت آن بود كه اهل كتاب در حقّ ابراهيم با يكديگر خصومت كردند . جهودان گفتند : ما اوليتريم به ابراهيم ، و ترسايان گفتند : ما اوليتريم . پيش رسول آمدند به حكومت ، رسول - عليه السلام - گفت : شما را به ابراهيم هيچ سبيل و نسبت نيست ، و شما بر دين او نهايد ( 2 ) . ايشان را خشم آمد و گفتند : به خدا كه ما دگر پيش تو نياييم به حكومت ، و به قضاى تو راضى نباشيم ، و دين تو نگيريم . خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت :
دينى جز دين خدا طلب مىكنيد ( 3 ) ! بصريان و حفص ( 4 ) خواندند : يبغون به « يا » و حفص و يعقوب خواندند : * ( وَإِلَيْه يُرْجَعُونَ ) * به « ياء » بر غايب ، و باقى قرّاء بر خطاب به « تا » . و ابو عمرو « يبغون » به « يا » و « ترجعون » به « تا » .
* ( وَلَه أَسْلَمَ ) * ، « واو » حال راست ، و هر چه در آسمان و زمين گردن نهادهاند او را ، امّا بطوع و رغبت و انقياد و استسلام ، و امّا بر كراهت و رغم خود . و نصب او بر تمييز باشد ، و گفتهاند : بر مصدرى كه فعلش محذوف است ، يعنى اسلم فطاع طوعا او كره كرها ، و گفتهاند : مصدرى است در جاى حال ، اى طائعين و كارهين .
مفسران خلاف كردند در آن كه طايعان كيستند و كارهان كيستند . انس مالك روايت كرد از رسول - عليه السلام - در اين آيت كه گفت :
و له اسلم من في السموات طوعا اى هم الملائكة و ( 5 ) في الأرض الانصار
، گفت : آنان كه بطوع اسلام آوردند فرشتگان آسماناند و در زمين انصاريانند ، براى آن كه رسول - عليه السلام - چون هجرت كرد و از مكّه به مدينه آمد ، آيت قتال نيامده بود ، دعوت كرد ، انصاريان ايمان آوردند بطوع و رغبت بى اكراهى و قتالى ، و رسول - عليه السلام - گفت :
لا تسبوا اصحابي فانهم اسلموا طوعا و اسلم الناس من خوف سيوفهم
، گفت :
هامش
( 1 ) . مب دليل و .
( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق : نه .
( 3 ) . دب : مىكنى / مىكنيد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر و يعقوب .
( 5 ) . دب ، آج من .