آخرت ، و نباشد ايشان را از ياران .
و امّا آنان كه ايمان آرند و كار نيكو كنند ، تمام بدهد ايشان را مزدشان ، و خداى دوست ندارد ستمكاران را .
اين مىخوانيم بر تو از آيتها و ياد كرد با حكمت .
مثل ( 1 ) عيسى بنزديك خدا چون مثل ( 2 ) آدم است ، بيافريد او را از خاك ، پس گفت ( 3 ) او را : بباش ، ببود .
حق ( 4 ) از خداى تو است ، مباش از شاكّان .
هر كه خصومت كند با تو در او پس از آن كه آمد به تو از دانش ، گو بيايى ( 5 ) تا بخوانيم پسران ما را و پسران شما را ، و زنان ما را و زنان شما را ، و نفسهاى خود و نفسهاى شما را ، آنگه زارى كنيم ، كنيم ( 6 ) لعنت خداى ( 7 ) بر دروغزنان .
اين ، قصّه راست است ، و نيست خداى مگر خداى - عزّ و جلّ - خداى اوست كه غالب و محكم كار است [ 424 - ر ] .
اگر برگرديد ، خدا داناست به فساد كنندگان ( 8 ) .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : بدرستى كه داستان .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : داستان .
( 3 ) . وز ، دب ، مىگفت .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : آن سخن درست .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : بياييد .
( 6 ) . وز ، دب : ندارد .
( 7 ) . آج ، لب : پس بگردانيم به خواهش از خداى دورى از رحمت خداى .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : تباهكاران .