السيّد منكم ؟ سيّد كيست از شما ؟ رسول - عليه السلام - گفت :
ذاك يوسف بن يعقوب بن اسحق بن ابراهيم
، بدانستند كه او رسول خداست . گفتند : يا رسول اللَّه ! در امّت تو سيّد نباشد ( 1 ) ؟ گفت : بلى مردى كه او را مالى بود و سخايى ، و با درويشان نزديك باشد ، و مردم از او شكايت كم كنند .
عبد اللَّه عبّاس مردى را از بني شيبان گفت ، شنيدم گفت ( 2 ) : سيادت و مهترى در ميان شما ارزان است ، گفت : ما آن را سيّد خوانيم كو دخل خود بر ما فراخ دارد ، و عرض خود ما را ( 3 ) مبذول دارد ، و مال بدهد . گفت : پس سؤدد ( 4 ) بنزديك شما گران است ، امّا اگر سيادت بر حقيقت خواهى در خانه رسول يا بى ، بيانش آن خبر كه راوى ( 5 ) خبر گويد ( 6 ) : امّ سلمه - رضى اللَّه عنها - گفت : روزى زنان رسول - عليه السلام - به حجره من حاضر بودند و هر كسى از مفاخرت قوم خود چيزى ( 7 ) مىگفتند : فاطمه زهرا ( 8 ) - عليها السلام ( 9 ) - در آمد ، حديث ايشان تنگ شد چون او را بديدند ، عايشه گفت :
ما بالكم يا بني هاشم قد حزتم السيادة بأسرها امّا انت فسيّدة نساء العالمين ، و امّا ابوك فسيّد ولد آدم ، و امّا زوجك فسيّد العرب ، و امّا ابناك فسيّدا شباب اهل الجنّة ، و امّا عمّك فسيّد الشّهداء ، گفت : جمله سيادت بر خود جمع كرده اى . اما تو سيّد ( 10 ) زنان جهانى ، و پدرت سيّد ولد آدم است ، و شوهرت سيّد عرب است ، و پسرانت سيّدان جوانان [ اهل ] ( 11 ) بهشتند ، و امّا عمّت سيّد شهيدان است . فما تركتم لأحد بعد هذا سيادة ، براى هيچ كس پس از اين سيادتى رها نكرده اى .
او بر پاى خاست ( 12 ) و مىگفت : أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه ( 13 ) .
هامش
( 1 ) . كلمه در اساس به صورت « باشد » بود كه با قلمى متفاوت از متن به « نباشد » تغيير پيدا كرده است ، نيز همه نسخه بدلها : نباشد ، چاپ شعرانى ( 3 / 30 ) : بباشد .
( 2 ) . وز كه ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه .
( 3 ) . مب : خود بر ما .
( 4 ) . دب ، لب ، فق ، مر : سود ، مب : سيّد .
( 5 ) . مب اين .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق كه .
( 7 ) . دب ، آج ، فق ، مب ، مر : خبرى ، لب : خبر .
( 8 ) . دب : فاطمة الزّهرا .
( 9 ) . مج : عليه السلام ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . مر : سيّده .
( 11 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . مج : خواست ، با توجّه به وز تصحيح شد .
( 13 ) . سوره نساء ( 4 ) آيه 54 .