بيست ( 1 ) و شش مرد باشند ، بر ضعف ما هر چه ( 2 ) ساعت بود در چشم ما حقير [ تر ] ( 3 ) بودند تا ( 4 ) گما [ ن برد ] ( 5 ) يم كه كمتر از مااند . يكى مىگفت : اينان هفتاد مرد باشند ، ديگرى او را مىگفت : صد مرد [ باشند ] ( 6 ) . چون كالزار ( 7 ) تمام شد ، اسيران را پرسيديم كه شما چند بودى ؟ گفتند : هزار مرد . [ و بعضى ] ( 8 ) دگر گفتند : رؤيت راجع است با مشركان در اوّل ملاقات ، آنگه چنان كه گمان بردند كه مسلمانان دو چندانند كه ايشان ، يعنى مشركان مسلمانان را با قلَّت ايشان دو چند ( 9 ) خويشتن [ مىديدند چنان كه ] ( 10 ) گفت : وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًا وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّه أَمْراً كانَ مَفْعُولًا ( 11 ) .
اگر گويند : نه اين مؤدّى باشد [ 399 - ر ] با مذهب اشعرى كه ادراك معنى گويد تا ( 12 ) مؤدّى بود با مذهب سوفسطائيان كه ايشان را وثاقه نباشد به مدركات ، جواب آن است كه گوييم : مراد آن است كه ايشان گمان بردند كه ايشان ( 13 ) بيش از آنند از روى حزر و تخمين ، نه از روى علم و يقين .
و مراد به « رؤيت » در آيت نه ابصار است ، نبينى كه متعدّى است به دو مفعول ، و آن كه متعدّى باشد به دو مفعول ، به معنى ظنّ باشد ، و آن كه قوّت اين است قراءت ابو عبد الرّحمن السلمىّ ( 14 ) : « ترونهم » به معنى تظنونهم ، نبينى كه [ يكى ] ( 15 ) از ما چون جمعى بسيار را ( 16 ) بيند يا لشكرى ، حزرى كند گويد : همانا اينان ( 17 ) هزار مرد
هامش
( 1 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : شصت ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . همه نسخه بدلها يك ، چاپ شعرانى ( 2 / 458 ) : هر چه بگذشت .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . مج : ما .
( 15 - 10 - 8 - 6 - 5 ) . اساس : زير وصّالى رفته است ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كارزار .
( 9 ) . وز : دو چندان .
( 11 ) . سوره انفال ( 8 ) آيه 44 .
( 12 ) . همه نسخه بدلها : يا .
( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : اينان .
( 14 ) . همه نسخه بدلها است .
( 16 ) . همه نسخه بدلها : ندارد .
( 17 ) . اساس : اين ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .