* ( فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي ) * ، با « واو » و « فا » تسكين « لام » امر نيكوتر بود از تحريكش ، و با « ثمّ » تحريك نيكوتر باشد . ابو عبيده گفت : استجاب و أجاب بمعنى واحد ، و انشد لكعب ( 1 ) بن سعد الغنوىّ :
و داع دعايا [ من يجيب إلى النّدى ] ( 2 )
فلم يستجبه عند ذاك مجيب
و مبرّد فرق كرد و گفت : در استجابت اذعانى ( 3 ) و گردن نهادنى ( 4 ) هست ، و در اجابت نيست ، از اين كار اجابت ما خداى را به لفظ استجابت است كه :
اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَلِلرَّسُولِ ( 5 ) .
و « لعلّ » به معنى « كى » ( 6 ) با [ شد ، تا شما ] ( 7 ) را شد شوى ، و به معنى رجا و طمع بود ، لكن نه از خداى ، بل كه از مكلَّف . و الرّشد اصله اصابة الخير و هو [ ضدّ الغىّ ، و فلان لرشدة ] ( 8 ) ، و فلان لغيّة اى لزنية و الرّشاد اصابة الرّشد ، و الرّشد لغة فيه ( 9 ) .
و بعضى مفسّران گفتند : مراد به دعا [ در آيت ] ( 10 ) ، [ 230 - پ ] طاعت است ، و مراد به اجابت ثواب ، و معنى آن است كه : هر كه طاعت من دارد ثوابش دهم .
ابو سعيد خدرىّ روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : هيچ مسلمان نباشد كه خداى را بخواند به دعايى كه در او قطيعه رحمى ( 11 ) نبود و بزه اى نبود الَّا ( 12 ) خداى تعالى از سه خصلت يكى بدهد او را ، امّا تعجيل اجابت ، و امّا ذخيره آخرت به از آن ، و امّا صرف كند از او سوئى ( 13 ) و بدى مانند آن چيز ( 14 ) كه او خواسته باشد در دعا .
گروهى دگر گفتند : هيچ دعا ( 15 ) نبود الَّا آن را از خداى تعالى اجابت بود ، يعنى پاسخ خداى جواب آن باز دهد به حسب مصلحت به « نعم » او « لا » .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز دب . انشد الكعب .
( 10 - 8 - 7 - 2 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . مر : استجاب دعا .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب : گردن نهادن .
( 5 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 24 .
( 6 ) . دب : كه .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : لغة فى الرّشد .
( 11 ) . مج ، وز : قطيعت رحمتى .
( 12 ) . مب ، مر كه .
( 13 ) . مج ، وز ، آج ، لب : سوء .
( 14 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، فق : خير .
( 15 ) . مب : دعايى .