كار آخرت . ضحّاك و كلبى بر عكس اين گفتند : * ( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ) * ، كار آخرت براى آن كه آخرت در پيش دارند ، و روى آن جا دارند ، و باز گشت ( 1 ) آن جاست . * ( وَما خَلْفَهُمْ ) * ، آنچه پس ايشان است از دنيا كه با پس پشت افگندهاند .
مقاتل و واقدى گفتند : آنچه پيش ايشان بوده است ، يعنى پيش خلق عالم و فريشتگان ، و آنچه پس خلق عالم بوده باشد .
و گفتند : * ( ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ) * ، آنچه در ميان آنند ( 2 ) از خير و شرّ ، و آنچه پس ايشان است ، يعنى آنچه خواهند كردن . * ( وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ ) * ، و خلقان را احاطه نبود به چيزى از علم ( 3 ) الَّا ( 4 ) به آنچه او خواهد .
احاطه چو ( 5 ) با علم مقرون باشد معنى عالمى باشد بر وجه تأكيد چون كسى چيزى داند به تفصيل ، چنان كه چيزى از علم او به در نشود گويند : احاط علمه بكذا و احاط بكذا علما ، پندارى علم او به گرد آن معلوم در آمد ، و رها نكرد كه چيزى از آن بيرون شود .
و « علم » در آيت به معنى معلوم است تا اشاعره را تمسّك نباشد ، يقال : هذا الكتاب في ( 6 ) علم فلان ، اى معلومه . و اين مسأله از علم شافعى است يا از علم ابو حنيفه ، يعنى از معلوم ايشان است براى آن كه علم ايشان در دل ايشان باشد . و « علم » آيت ( 7 ) به معنى عالمى . چنان كه : وَأَنَّ اللَّه قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً ( 8 ) ، علم او محيط است به همه چيز يعنى عالمى او . و در اين آيهء علم به معنى معلوم ( 9 ) .
دگر در آيت دليلى ظاهر هست بر اين كه ما گفتيم ، و آن آن است كه گفت :
كس به ( 10 ) علم او محيط نشود الَّا به آنچه او خواهد . [ و معنى آن است كه : الَّا به آنچه او خواهد ] ( 11 ) كه اطَّلاع دهد بر آن از آن كه راه نمايد و دليل انگيزد و خلق علم ( 12 )
هامش
( 1 ) . مج ، وز با ، دب ، آج ، لب ، فق ، مر به .
( 2 ) . فق : آننند .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق او .
( 4 ) . مج ، وز و .
( 5 ) . آج : چون .
( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق فى .
( 7 ) . وز : آيد .
( 8 ) . سورهء طلاق ( 65 ) آيهء 12 .
( 9 ) . مج ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق است .
( 10 ) . اساس : كسب ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد .
( 12 ) . اساس ، مب ، مر : عالم ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .