اليمين آيد ، شمال شقاوت بر اصحاب الشّمال مشتمل شود همه را درهم پيچد ، ايشان را كه راست بوده باشند به راست ببرند ، و ايشان ( 1 ) را كه كژ بوده باشند به چپ ببرند ، تا ايشان ( 2 ) از اينان ، و اينان از ايشان جدا شوند ، فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ( 3 ) ، همچنان كه آن عدد اندك منصور و مظفّر آمدند - باذن اللَّه - مثل اين عدد فردا منصور و مؤيّد باشند [ 337 - ر ] بتأييد اللَّه مع امام من اهل بيت ( 4 ) رسول اللَّه ، مؤيّد من عند اللَّه ، مظفّر من قبل اللَّه ، قائم بامر اللَّه ، مظهر لدين اللَّه ، داع الى كتاب اللَّه ، ناصر لاولياء اللَّه قاهر لأعداء اللَّه ، كلمة اللَّه ، امان اللَّه ، حجّة اللَّه القائم بقسط اللَّه ، و الذّابّ عن حريم اللَّه ، و النّاصر لدين اللَّه الَّذي
قال له النّبىّ - صلَّى اللَّه عليه و آله : لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدي ( 5 ) يواطى اسمه اسمي و كنيته كنيتي يملأ الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما
، به كثرت خود و قلَّت او منگر ، كه نصرت نه به كثرت است ، و ذلَّت نه به قلَّت است . نه كثرت موجب نصرت است ، و نه قلَّت علَّت ذلَّت است ، بل نظر به اين است كه : * ( كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّه ) * .
شاها همه فتح در سر رايت تست
و اين نادره باز پسين غايت تست
هر چند كه لشكر عدو بى عدد است
« كم من فئة قليلة » آيت تست
قوله : * ( وَلَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَجُنُودِه ) * ، آنگه كه بيرون آمدند يعنى لشكر طالوت - اين سيصد و سيزده مرد . و « بروز » خروج باشد ، و « بارز » خارج باشد ، و « براز » و « مبارزت » بر يكديگر به در آمدن باشد قتال را ، و « براز » ( 6 ) زمين صحرا باشد ، يقال :
برز له اى خرج له . براى جالوت و لشكرهاى او اين جماعت اندك در برابر آن جموع و جنود بايستادند . براى آن كه به ايمان و اعتقاد درست رفته بودند .
چون سواد ايشان ديدند از بياض صفاى اعتقاد زبان به دعاى برگشادند كه :
« ربّنا » ، پروردگار ما و سيّد ما ، * ( أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً ) * ، اى صبّ ( 7 ) علينا ، صبر بر ما ريز .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : اينان .
( 2 ) . لب را .
( 3 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 7 .
( 4 ) . مج : اهل البيت .
( 5 ) . آج ، لب ، فق : من اهل بيتى .
( 6 ) . مب ، مر : برزى .
( 7 ) . دب ، لب ، مب ، مر : صبّه .