روزهاى ديگر ، مىخواهد خدا به شما آسانى ( 1 ) و نمىخواهد به شما دشوارى ( 2 ) و تا تمام كنيد عدد ( 3 ) و تكبير كنيد ( 4 ) خداى را بر آن كه شما را هدايت داد و تا همانا ( 5 ) شاكر شويد .
بدان كه ظاهر آيت خطابش متوجّه است بر مؤمنان ، و امّا كافران داخلند در اين عبارت به دليلى ديگر جز ظاهر آيت ، و مرجع اين با آن بود كه كفّار ( 6 ) مخاطبند به شرايع يا نه ؟ و در جاى خود بيايد - ان شاء اللَّه ، بنزديك ما مخاطبند ، و بنزديك فقها نيستند ( 7 ) . امّا در آيت دليل نيست بر آن كه كفّار مخاطب نيستند به شرايع براى آن كه دخول مؤمنان در خطاب به [ دليلى منع نكند ] ( 8 ) از دخول كافران در آن خطاب به دليلى ديگر ، و اين قول به دليل الخطاب باشد و آن ( 9 ) باطل است بنزديك بيشتر اهل علم .
و * ( كُتِبَ ) * را معنى آن است اين جا كه : « فرض » به تفسير مفسّران . و صيام ، مصدر صام باشد ، چنان كه قيام مصدر قام . و صوم همين معنى دارد ، و ( 10 ) او در لغت امساك بود . ابن دريد گفت : هر چه متحرّك باشد ( 11 ) ساكن شود او را گويند صام ، يقال : صامت الشّمس اذا قامت في وسط ( 12 ) زوالها ، قال الرّاجز :
حتى اذا صام النّهار و اعتدل
و سال للشّمس لعاب فنزل
و صام الفرس آن باشد كه ( 13 ) ايستاده باشد ( 14 ) ، قال النّابغة :
خيل صيام و خيل غير صائمة
تحت العجاج و اخرى تعلك اللَّجما
و در شرع عبارت بود از امساكى [ 219 - پ ] مخصوص ( 15 ) بر وجهى مخصوص ، و
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : خوارى .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : دشخوارى .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : تمام كنى عددى .
( 4 ) . وز ، آج ، لب ، فق : تكبّر كنى .
( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب شما .
( 6 ) . وز : گفتند .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : مخاطب نهاند .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها و دليل الخطاب .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها معنى .
( 11 ) . مب و .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها السّماء قبيل .
( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر اسپ .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها و علف نخورد :
( 15 ) . همهء نسخه بدلها در زمانى مخصوص .