داشت در معرض يغما و چپاول واقع شد .
ركن بن عبد القادر و يوسف عقاب كوشيدند تا مردم را آرام كنند .
پاسبانان سوار ترك نيز شب را در آن جا به صبح رساندند و از اجتماع آشوبگران جلوگيرى كردند .
بدين گونه فتنه فرونشست و مردم آرام يافتند .
در بيستم ماه رمضان نيز ميان مردم قطفتا و قريهاى از محلات كرانهء غربى دجله آشوبى بر پا شد .
اين آشوب نيز به سبب كشتن جانور درندهاى بود .
مردم قطفتا مىخواستند گرد هم آيند و لاشهء حيوان را به گردش در آورند .
ولى مردم آن قريه نگذاشتند كه لاشه را در آن جا بگردانند .
از اين رو ، ميانشان زد و خورد در گرفت و عدهاى از آنان كشته شدند .
براى رفع فتنه و اصلاح وضع و بازداشتن مردم از جنگ و جدال لشكرى از ديوان خلافت فرستاده شد .
بدين گونه ، مردم از آشوب دست برداشتند .
در نهم ماه رمضان هم ميان مردم سوق السلطان و جعفريه زد و خوردى روى داد .
سبب اين آشوب دو نفر از دو محلهء مذكور بودند كه با يك ديگر نزاع كردند و هر يك به تهديد ديگرى پرداخت .
رفته رفته اهالى دو محله جمع شدند و در مقبرهء جعفريه سرگرم زد و خورد گرديدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: ابن الأثير
ص٥١