از تصرف هر شهر ، در خيمه و خرگاه به سر مىبردند .
اقامت ايشان نيز در شهرهاى اوزگند ، بلاساغون و كاشغر و ساير نقاط آن نواحى بود .
سلطان سمرقند و بخارا كه لقب خان خانان ، يعنى سلطان - السلاطين ، داشت و از فرزندان خانان تركستان ( ايلكخانيان ) به شمار مىرفت و فرمانروائى و الا تبار در سرزمينى اسلامى بود ، از چيرگى آن كافران بر مسلمانان رنج مىبرد .
از اين رو براى سلطان محمد خوارزمشاه پيام فرستاد و به او گفت :
« خداى بزرگ به خاطر كشور پهناور و لشكر بيكرانى كه به تو داده ، بر تو واجب ساخته كه مسلمانان و شهرهاى ايشان را از دست كافران رهائى بخشى و از بيدادى كه بر اموال و افرادشان وارد مىآيد نجات دهى .
ما با تو در جنگ با ختائيان همدستى مىكنيم و خراجى را كه اكنون به آنها مىپردازيم به تو خواهيم پرداخت . نام تو را نيز در خطبهها و روى سكههاى خود ذكر خواهيم كرد . »
سلطان محمد خوارزمشاه به اين پيام پاسخ داد و گفت : « مىترسم كه شما با من وفادارى نكنيد . »
سلطان سمرقند نيز براى اطمينان خاطر خوارزمشاه ، بزرگان بخارا و سمرقند را برگزيد تا نزد او بفرستد .
اين گروه ، نخست سرور خود را سوگند دادند تا نسبت به انجام آنچه بر عهده گرفته وفادار ماند .
آنگاه پيش سلطان محمد خوارزمشاه رفتند و از سوى سرور
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٦