Skip to main content

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — Page 234

Contributors:

P.234
بگوئيم النطفه انسان بالامكان يا النطفه ممكن الانسانيه به اعتبار اينكه جهت را محمول قرار دهيم يا ندهيم در اينجا اين سئوال پيش مىآيد كه امكان استعدادى صفت صورت است نه ماده پس نبايد بگوئيم الانسان نطفه بالامكان و يا الانسان ممكن النطفيه و حال آنكه صحيح نيست جواب اينست كه مىشود صفت صورت واقع نشود ولى نه به معناى اتصاف وى به موضوع قوه كه بگوئيم الانسان نطفه بالقوه بلكه به معناى اتصاف انسان به موجوديت بالقوه در نطفه به اينكه بگوئيم الانسان موجود فى النطفه بالامكان و يا الانسان ممكن الوجود فى النطفه و در حقيقت بايد گفت هر دو تعبير صحيح است هم اينكه بگوئيم النطفه انسان بالقوه و هم اينكه بگوئيم الانسان موجود فى النطفه بالقوه يعنى نطفه انسان بالقوه است و انسان موجود بالقوه است در نطفه و به عبارت ديگر بر نطفه حد انسان بالقوه صادق است و بر انسان حد موجود بالقوه به اعتبار نطفه صادق است و اين دو نوع قضيه هر دو غير از قضيه بسيطه است كه مفاد هل بسيطه است و يكى از اين دو مفاد هل مركبه است كه ثبوت شىء لشىء مفروض الوجود است و ديگرى نيز يك نوع هل مركبه است ولى موضوع ماهيت است و محمول وجود مقيد است و اينكه حاجى در مباحث وجود مفاد قضيه الجسم ابيض و قضيه البياض موجود فى الجسم را يكى گرفته است على الظاهر صحيح نيست آرى مفاد قضيه الجسم ابيض و الجسم موجود له البياض يكى است . پس ما اگر اصطلاحا بين استعداد و امكان استعدادى فرق بگذاريم به اين اعتبار است كه بر موضوع استعداد حد فعليت آتيه