گفت .
ركن الدين سليمان ، پس از اين پيروزى ، به شهرهاى نكسار و اماسيا رفت و بر آنها دست يافت .
سپس در سال 597 به ملطيه رفت و آن جا را نيز گرفت .
برادرش معز الدين قيصر شاه كه ملطيه را از دست داده بود ، پيش ملك عادل ابو بكر بن ايوب - برادر صلاح الدين ايوبى - رفت و نزد او ماند چون با يكى از دختران او ازدواج كرده بود .
بدين گونه ، شهرهايى كه آن چند برادر داشتند همه در زير فرمان ركن الدين گرد آمد جز آنقره ، كه شهرى بلند و استوار بود و دست ركن الدين بدان نمىرسيد .
از اين رو لشكرى را در آنقره گماشت كه شهر را پيرامون گرفتند و اين محاصره را سه سال ، زمستان و تابستان ، ادامه دادند .
سرانجام ركن الدين بسال 601 آن جا را گرفت و كسى را مأمور كرد تا برادرش را ، وقتى خواست از آن جا برود ، به قتل برساند .
بنابر اين ، برادرش ، يحيى الدين ، همين كه از انقره بيرون رفت ، كشته شد .
در همان روزها ركن الدين نيز درگذشت . هنوز خبر كشته شدن برادر خود را نشنيده بود كه خداوند - به كيفر قطع ريشه خويشاوند - مرگ او را پيش انداخت .
من همه وقايع مذكور را در اين سال آوردم چون به هم بستگى داشتند . تاريخ هر واقعهاى را هم درست نمىدانستم تا در همان سال وقوع ، به ثبت رسانم
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٦