آن دو تن لباس راهبان پوشيدند و خود را به فرمانرواى صيدا و ابن بارزان ، صاحب رمله ، رساندند .
اين دو فرمانروا در صور پيش مركيس بودند .
دو نفر اسماعيلى كه آهنگ كشتن مركيس را داشتند ، مدت شش ماه با اين دو تن به سر بردند و تظاهر به عبادت و ديندارى كردند .
در نتيجه ، مركيس به آنها خوى گرفت و اعتماد كرد .
چندى بعد ، اسقف صور براى مركيس مهمانى ترتيب داد .
مركيس در اين مهمانى حضور يافت و شراب نوشيد و طعام خورد .
وقتى كه از پيش اسقف بيرون آمد ، دو نفر باطنى نامبرده به او حملهور شدند و او را سخت زخمى كردند .
يكى از دو تن گريخت و داخل كليسائى شد كه در آن جا پنهان گردد .
تصادفا مركيس را نيز به همان كليسا بردند چون زخم او شدت يافته بود .
آن باطنى كه در كليسا پنهان شده بود ، بار ديگر بر او پريد و او را كشت .
پس از كشته شدن مركيس ، آن دو باطنى نيز به قتل رسيدند .
فرنگيان كشتن مركيس را به پادشاه انگلستان نسبت دادند و گفتند او مىخواست مركيس را از ميان بردارد تا خود به تنهائى فرمانرواى كرانه شام باشد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: ابن الأثير
ص٤٨