با هم يك دل و يك زبان هستند ، محاصره اين شهر امكان ندارد . زيرا اگر ما در جائى كه به شهر مىپيوندد فرود آئيم ، جاهاى ديگر باز خواهد ماند و از آن جاها مردان جنگى و ذخائر و آنچه مورد نياز مسلمانان است وارد شهر خواهد شد . و اگر ما سربازان خود را به دو دسته كنيم و دستهاى را در دره و دستهاى را در قسمت ديگر بگماريم ، صلاح الدين لشكر خود را جمع مىكند و به يكى از اين دو دسته مىتازد و دسته ديگر نمىتواند به كمك ياران خود بشتابد زيرا اگر از جايگاه خود دور شود ، مسلمانانى كه در شهر هستند بيرون خواهند جست و آنچه در جايگاه مانده به غنيمت خواهند برد . اگر هم كسانى را براى نگهبانى بار و بنه خود بگذارند و به سوى ياران خود بروند تا هنگامى كه از دره برگردند و به نگهبانان بپيوندند ، صلاح الدين كار نگهبانان را ساخته است .
اين دشوارىها بجز دشوارى بزرگى است كه ما براى آماده كردن علوفه اسبان و خواربار سربازان خود خواهيم داشت .
ياران پادشاه انگلستان ، وقتى سخنان او را شنيدند ، دريافتند كه راست مىگويد . كمبود خواربار خود را نيز در نظر گرفتند و ديدند كسانى كه حامل خواربار هستند پى در پى مورد حمله مسلمانان واقع مىشوند .
از اين رو ، به پادشاه انگلستان توصيه كردند تا به رمله باز گردد .
بنا بر اين فرنگيان ، سرافكنده و زيان ديده بازگشتند
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٩