ميان گرفتند ، گروهى از مردم آن شهر پيش وى رفتند و از او يارى خواستند .
ولى او كمكشان نكرد .
گروهى از سردارانش او را از فرجام اين سستى و تنپرورى و چسبيدن او به كارى كه در پيش داشت ، ترساندند .
ولى او به سخنانشان گوش نداد .
وقتى كار محاصره دوين به درازا كشيد ، مردم از پايدارى و ايستادگى در برابر دشمن فرو ماندند و ناتوان و زبون شدند .
در اين هنگام طائفه كرج حمله بردند و به زور شمشير شهر را گرفتند و دست به كارهاى ناروائى زدند كه پيشتر ذكر كرديم .
مردم كرج ، پس از اين كه كارشان در آن شهر استوار شد با آن عده از اهالى كه زنده مانده بودند به نيكى پرداختند .
خداى بزرگ نظر مرحمتش شامل حال مسلمانان مىشود و بر مرزهاى ايشان كسانى را مىگمارد كه از آنها پاسدارى و نگهبانى كنند .
آنجا ، به ويژه اين ناحيه ، در معرض خطر قرار گرفت و مردم بسيارى در اين پيكار به هلاك رسيدند . انا للّه و انا اليه راجعون .
درباره كارهائى كه طائفه كرج ، از كشتار و اسير كردن زنان و فرزندان و هتك ناموس ، با مردم دوين كردند ، خبرهائى به ما رسيد كه از شنيدنش بدن به لرزه در مىآيد
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٩