آنگاه به شهر طليطله حمله بردند و آن جا را در ميان گرفتند و جنگ سختى كردند و درختانش را بريدند و به شهرهاى اطراف آن نيز هجوم بردند و چند دژ را گشودند .
در اين دژها مردان را كشتند و خانوادههاى ايشان را اسير كردند و خانهها را ويران ساختند و ديوار دژها را نيز فرو ريختند .
در اين هنگام مسيحيان زبون و ناتوان شدند ولى كار اسلام در اندلس بالا گرفت .
يعقوب ، پس از اين پيروزى به اشبيليه بازگشت و در آن جا اقامت گزيد .
همين كه سال 593 فرا رسيد از آن جا به شهرهاى فرنگيان رفت و همان كار را كرد كه بار اول و بار دوم كرده بود تا جائى كه عرصه بر فرنگيان تنگ شد و به خوارى افتادند .
سرانجام ملوك ايشان گرد هم آمدند و براى يعقوب پيام فرستادند و درخواست صلح كردند .
يعقوب بر آن بود كه از پذيرفتن صلح خوددارى كند و به پيكار پردازد تا كار را يكسره سازد و خاطرش از آن جهة آسوده شود .
ولى برايش خبر آوردند كه على بن اسحاق نقابدار ميورقى در افريقيه كارهاى زشتى كرده كه ما عنقريب شرح خواهيم داد .
اين بود كه تصميم خود را تغيير داد و با فرنگيان براى مدت پنج سال صلح كرد .
آنگاه در پايان سال 593 به مراكش برگشت
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣٢