شبهه 2
حواس ما كه قويترين وسائل علم بواقعيت خارج مىباشند پيوسته خطا مىكنند ( 1 ) و همچنين وسائل و طرق ديگر غير حواس گرفتار اغلاط زياد هستند چنان كه دانشمندانى كه با هر گونه وسائل تحرز از خطا خودشان را مجهز كردهاند از خطا مصون نمانده و يكى پس از ديگرى از پاى درآمدهاند پس چگونه مىتوان بوجود واقعيتى وثوق و اطمينان پيدا كرد .
پاسخ
كسى ( 2 ) نمىتواند مدعى شود كه ما در جهان معلومات خطا و لغزش نداريم و يا هر چه مىفهميم راست و درست است و فلسفه نيز اين دعوى را ندارد بلكه دعوى فلسفه اينست كه ما واقعيتى خارج از خودمان فى الجمله داريم و خود به خود فطرتا اين واقعيت را اثبات مىكنيم زيرا اگر اثبات نمىكرديم نسبت بموضوعات ترتيب اثر
شرح
( 1 ) مثلا حس باصره جسم را از دور كوچك مىبيند و از خيلى نزديك بزرگتر از آنچه هست نشان مىدهد و يا آتش آتش چرخان را در حال گردش به شكل دايره و قطره باران را كه از آسمان فرود مىآيد به شكل خط نشان مىدهد و همچنين ساير حواس مثلا گرمى و سردى بوسيله حس لامسه دانسته مىشود اگر فرض كنيم يكدست ما گرم و دست ديگرى سرد باشد و هر دو را در آب نيم گرم فرو ببريم با يكدست آن آب را سرد و با دست ديگر آن را گرم احساس مىنماييم .
خطاهاى حواس بسيار زياد است و انواعى دارد و در كتب علمى و فلسفى مسطور است بعضى از دانشمندان معتقدند انواع خطاهاى حواس بالغ بر هشتصد نوع مىباشد
( 2 ) وقوع خطا در بعضى موارد سبب نمىشود كه ما از جميع معلومات خود حتى از فطريات و حقايق مسلمه سلب اعتماد نموده و منكر جميع واقعيتهاى خارج كه از راه علم بانها رسيدهايم بشويم بلكه خود همين پى بردن بخطا دليل بر اين است كه ما يك سلسله حقايق مسلمه داريم كه