تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
چنان كه مىگويند ماده موجود يا موجود ماده به اضافه زمان و مكان و پس از تحليل بدست مىآيد كه گويندگان اين سخن در تطبيق معناى خيالى صواب خود بواقعيت خارج كه الهيين مىگويند خطا مىنمايند . پس در مورد هر ادراك ناصواب و فكر فاسد به ترتيبى كه ذكر شد بايد نقطه حقيقى را كه باصطلاح فلسفى مورد انتقال ما بالعرض مكان ما بالذات يعنى تطبيق حكم صواب قوه اى بمورد حكم صواب قوه ديگرى است بايد بدست آورده و فهميد كه هيچ ادراكى نمىتواند خطاى مطلق بوده باشد و در جهان هستى بحسب حقيقت خطائى پيدا شود بلكه پيوسته فكر اصلى و ادراك حقيقى در مورد خطا صواب مىباشد .
بر حرف هيچ كس منه انگشت اعتراض آن نيست كلك صنع كه خط خطا كشد
از بيان فوق مىتوان نتيجه گرفت 1 وجود خطا در خارج بالعرض است يعنى در جائى كه ما خطا مىكنيم هيچيك از قواى مدركه و حاكمه مان در كار مخصوص به خود خطا نمىكند بلكه در مورد دو حكم مختلف از دو قوه مثلا حكم اين قوه را بمورد قوه ديگر تطبيق مىنماييم حكم خيال را بمورد حكم حس يا بمورد حكم عقل و اين نكته مضمون سخنى است كه فلاسفه مىگويند كه خطا در احكام عقليه بواسطه مداخله قوه خيال است . و از همين جا مىشود نتيجه گرفت كه اگر چنانچه ما در تكون علوم كنجكاوى كرده و به تميز ادراكات حقيقى و مجازى بالذات و بالعرض نائل گشته و خواص كلى آنها را بدست آوريم مىتوانيم بكليات خطا و صواب خود واقف گرديم و باصطلاح منطق در موارد قضايا ميان خطا و صواب تميز دهيم .