تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
همين پى بردن بخطا دليل بر اينست كه يك سلسله حقايق مسلمه در نزد ما هست كه آنها را معيار و مقياس قرار داده‌ايم و از روى آنها به خطاهائى پى برده‌ايم و الا پى بردن بخطا معنى نداشت زيرا با يك غلط نمىتوان غلط ديگرى را تصحيح كرد . غرض از اين بيان تنبيه و توجه دادن هر كس است بفطريات خود نه استدلال و اقامه برهان بر مدعا زيرا همچنانكه دانشمندان گفته‌اند اگر كسى منكر جميع اصول و حقايق مسلمه بشود البته به زبان استدلال و اقامه برهان براى محكوم كردن او بيفايده است زيرا هر استدلالى متكى به مقدماتى خواهد بود و آن مقدمات يا خود بى نياز از استدلالند يا آنكه بالاخره متكى به اصول و مقدماتى خواهند بود كه بى نياز از برهان و استدلالند و اگر طرف به هيچ اصلى اذعان نداشته باشد و براى هر مقدمه دليل بخواهد تا بى نهايت پيش خواهد رفت و قهرا حصول نتيجه غير ميسر خواهد بود . يكى از ماديين در مقام رد سفسطه ايده آليستها براى اثبات وجود عالم خارج به فرضيه لاپلاس و اينكه زمين از خورشيد جدا شده و سالها در حال التهاب بوده و پس از ميليونها سال موجودات زنده و از آن جمله انسانها و از آن جمله شخص ايده آليست كه همه چيز را ذهنى مىداند متمسك شده و اين را استدلال قاطعى در رد سفسطه ايده آليستها پنداشته است . واضح است كه اين گونه استدلالات در رد كسى كه خورشيد و زمين و انسانهاى روى زمين و بالاخره همه جهان را صور ذهنى و بى واقعيت مىداند و اساسا علم و فلسفه را بى معنا مىشمارد چقدر بيهوده است . در متن اين مقاله كه كيفيت وقوع خطا بررسى شده منظور اقامه دليل بر رد مدعاى سوفسطائيان نيست بلكه منظور جواب شبهه ايست كه شبهه 2 از شبهات مقاله 2 در باب كاشفيت علم و خطاى قواى ادراكى ايراد نموده‌اند . در متن اين مقاله بررسى شده كه هيچ علمى بى مكشوف نيست و هيچگاه قواى ادراك كننده در كار خود اشتباه نمىكنند منشا وقوع خطاها و اشتباهات چيز ديگرى است كه شرح داده شده است

ميزان تشخيص حقيقت از خطا چيست

از يك سلسله حقايق مسلمه كه ذهن ما آنها را در كمال بداهت و روشنى مىيابد بگذريم به مسائل ديگرى بر مىخوريم كه بر ما روشن نيست و بايد آنها را از طريق فكرى و استدلالى كشف كنيم و همچنانكه وجود يك
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 135 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى