تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بسيارى از لشكريان صلاح الدين نيز پيش او نبودند . برخى در برابر انطاكيه قرار داشتند تا متجاوزان بيموند ، فرمانرواى انطاكيه را از توابع حلب برگردانند . برخى ديگر در حمص ، روبروى طرابلس ، اردو زده بودند تا آن مرز را نيز نگاه دارند . لشكرى نيز در مقابل صور بود تا از اين شهر حمايت كند . سربازانى هم كه از لشكر مصر باقى مانده بودند - چنان كه پيش از اين ياد كرديم - به سبب درازى مدت پيكارشان نتوانسته بودند خود را به صلاح الدين برسانند . اين موضوع بود كه فرنگيان را بر انگيخت تا فرصت را غنيمت شمارند و براى جنگ با مسلمانان به پا خيزند . بامداد مسلمانان به شيوه هر روز خود برخاستند . برخى از ايشان براى پيكار پاى پيش نهادند ، برخى ديگر در چادرهاى خود ماندند ، برخى نيز براى ديدن دوستان يا به دست آوردن آنچه مورد نياز خودشان و يارانشان يا چارپايانشان بود رفتند ، و برخى به كارهاى ديگر پرداختند . در چنين حالى بود كه ناگهان فرنگيان از لشكرگاه خود بيرون تاختند و مانند ملخ‌هاى پراكنده روى زمين را فرا گرفتند و همه جا را از درازا و پهنا پر كردند . همين كه به اردوگاه مسلمانان رسيدند ، به جناح راست تاختند كه زير فرمان تقى الدين عمر ، برادر زاده صلاح الدين ، بود . تقى الدين همين كه ديد فرنگيان به سوى او مىتازند ، خود را بر حذر داشت و ياران خويش را هشدار داد . فرنگيان به سوى او پيش رفتند و وقتى نزديك به او رسيدند ،