صلاح الدين به ايشان زنهار داد و آن برج را ويران ساخت و سنگهايش را به دريا فرو ريخت .
باقى ماند برجى كه فرقه داويه در آن بودند و آن را تسليم نمىكردند .
فرمانده ايشان كسى بود كه صلاح الدين او را در روز جنگ گرفتار ساخته و هنگام تصرف بيت المقدس آزاد كرده بود .
او اينك از آن دژ نگهدارى مىكرد .
صلاح الدين ولايت انطراطوس را زير و زبر نمود و آنجا را ترك گفت و به مرقيه رفت .
مردم مرقيه هم تازه آنجا را خالى كرده و به مرقب رفته بودند .
مرقب نيز از دژهائى بود كه دسترسى بدان امكان نداشت و به سبب استوارى و بلندى و غير قابل تسخير بودن آن ، هيچ كس خود را براى گشودنش به دردسر نمىانداخت .
اين دژ و گذرگاه پائين آن به فرقه اسبتاريه تعلق داشت .
دژ در سمت راست گذرگاهى بود كه به جبله منتهى مىشد و دريا در سمت چپ آن قرار داشت .
گذرگاه پائين دژ چنان تنگ بود كه رهگذران فقط يكى يكى مىتوانستند از آنجا بگذرند .
اتفاقا فرمانرواى صقليه - يعنى جزيره سيسيل - كه جزو قلمرو فرنگيان به شمار مىرفت ، در همان اوقات ، گروهى را در شصت كشتى جنگى براى كمك به فرنگيان كرانه دريا فرستاده بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 163
مساهمون: ابن الأثير
ص١٦٣