حلقه محاصره گرفت .
ولى به زور نيرو نتوانست پيروزى يابد ، فقط لشكريان او محاصره را ادامه دادند و دست بر نداشتند .
صاحب قلعه بيره ، ناچار دست بدامن صلاح الدين ايوبى زد كه تازه از سرزمين مصر - به نحوى كه بعد شرح خواهيم داد - بيرون رفته بود .
او رسولى را پيش صلاح الدين فرستاد و درخواست كرد كه او را يارى دهد و لشكر ماردينى را از بيره دور سازد .
ضمنا اطمينان داد كه خود در خدمت وى خواهد بود چنان كه پدرش در خدمت نور الدين بوده است .
صلاح الدين درخواست او را پذيرفت و رسولى را پيش صاحب ماردين گسيل داشت و ميانجيگرى كرد و ازو خواست كه قشون خود را از قلعه بيره ببرد .
ولى صاحب ماردين شفاعت او را قبول نكرد .
صلاح الدين ، چنان كه در جاى خود باز خواهيم گفت ، سرگرم پيكار با فرنگيان بود .
صاحب ماردين همين كه ديد اقامت لشكرش در بيره به طول انجاميده و منظور وى از آن لشكر كشى حاصل نشده به سربازان دستور داد كه برگردند .
خود نيز به ماردين بازگشت .
صاحب قلعه بيره نيز پيش صلاح الدين رفت و در شمار ياران وى در آمد و با او بود تا وقتى كه در خدمت وى از رود فرات عبور كرد ، به نحوى كه ما به خواست خداى بزرگ در جاى خود شرح خواهيم داد
.
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٨