گذاشتند .
طرنطاى پس از شكستى كه خورد به حماد ابن ابو الجبر ، فرمانرواى بطيحه ، ملحق گرديد . لشكريان بصره نيز با آنان همراهى كردند .
امير اسماعيل و امير بقش كه چنين ديدند عدهاى از سپاهيان خود را رها ساختند و با طرنطاى كنار آمدند .
پس از اين تفرقه ، آن عده ضعيف شدند و ديگر نمىتوانستند كارى از پيش ببرند .
طرنطاى سپس روانه شوشتر شد و از امير اسماعيل ، به خاطر كارهائى كه در عراق كرده بود ، نزد سلطان مسعود شفاعت كرد .
سلطان مسعود نيز از تقصيراتش در گذشت .
پارهاى ديگر از رويدادها
درين سال فرستادهاى از سوى سلطان سنجر به بغداد رسيد كه جامه و عصاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم را همراه آورده بود .
هامش
[ ( ) ] بقيهء ذيل از صفحهء قبل :
برخى از شاعران عرب در شعر خود از آن ياد كنند .
( معجم البلدان ) قوسان يا قوران شهرى وسط است ( از شهرهاى عراق عرب ) و قرب صد پاره ده از توابع آن حقوق ديوانش نه تومان و چهار هزار دينار - نزهة القلوب ج 3 ص 43 ( لغتنامهء دهخدا )