مؤيد بعد به غزان نامه نگاشت و پيشنهاد صلح كرد . در نتيجه ، در ماه رجب سال 550 با هم صلح نمودند و قرار متاركه جنگ دادند كه روى فريب و فساد بود و صميميتى نداشت .
باقى اخبار ايشان ضمن وقايع سال 552 خواهد آمد .
دست يافتن مؤيد بر نيشابور و ساير نقاط
سلطان سنجر غلامى داشت كه نامش اىابه و لقبش مؤيد بود .
هنگامى كه آتش فتنه غزان شعلهور بود او پيش افتاد و كارش بالا گرفت و بسيارى از اميران به اطاعت او در آمدند .
مؤيد اى ابه بر نيشابور و طوس و نسا [ ( 1 ) ] و ابيورد و
هامش
[ ( 1 ) ] - نسا ( به كسر نون ) شهرى است در خراسان بر دامنه كوه ، ميان كوه و بيابان با نعمت بسيار و هواى بد و آبهاى روان .
( از حدود العالم ) شهرى است از خراسان نزديك سرخس و ابيورد و بانى آن فيروز بن يزدجرد است ، جد انوشيروان ، و لهذا شهر فيروز مىگفتهاند .
شهرى است خوش آب و هوا و كثير الفواكه ليكن عرق مدنى كه رشته گويند در آن بسيار مىشود . حتى در تابستان كمتر كسى است كه بدين بلا مبتلا نبود .
( از فرهنگ نظام )