از ديار بكر ، درگذشت .
پس از او ، پسرش فرنى جانشين او گرديد و كار فرمانروائى بر او راست شد .
درين سال ، در ماه صفر ، در شام و جزيره و ديار بكر و موصل و عراق و ساير شهرها زلزله بزرگى روى داد .
اين زلزله ويرانى بسيار بار آورد و گروه بسيارى از مردم در زير آوار جان سپردند .
در اين سال ، احمد بن محمد بن ابو بكر بن ابو الفتح دينورى فقيه حنبلى در بغداد در گذشت .
او اين اشعار را زياد مىخواند :
تمنيت ان تمسى فقيها مناظرا * به غير عياء و الجنون فنون
و ليس اكتساب المال دون مشقة * تلقيتها و العلم كيف يكون
( يعنى : آرزو دارى كه بدون رنج و كوشش ، فقيهى سخندان شوى . جنون انواع مختلف دارد و اين هم نوعى از آن است .
وقتى كسب مال بدون زحمت ميسر نباشد ، كسب علم بدون رنج چگونه ميسر مىشود . )
در اين سال ، محمد بن عبد الملك بن عمر ابو الحسن كرخى ، از دار جهان رخت بر بست .