صدقه به علت نوجوانى و ناپختگى داشت ، جبران مىنمود .
ديگر از كسانى كه به بغداد آمدند ابن برسق و ابن احمديلى بودند . و از قشون بغداد كجابه و طرنطاى و سرداران ديگر به استقبال آنان شتافتند .
ملك داود يرنقش بازدار را به شحنگى بغداد گماشت .
خليفه عباسى الراشد بالله ، پيشكار خود ، ناصح الدوله ابو عبد الله حسن بن جهير ، را بازداشت كرد .
او سبب زمامدارى وى شده بود .
همچنين جمال الدوله اقبال مسترشدى را كه تازه از تكريت به نزد وى آمده بود دستگير ساخت .
بجز اين دو تن ، بر عدهاى ديگر از بزرگان دولت خود خشم گرفت و آنان را به زندان انداخت .
ازين رو ياران وى در حقش بد گمان شدند ؛ نسبت به او تغيير عقيده دادند و ازو بيمناك گرديدند .
اما جمال الدوله را اتابك عماد الدين زنگى شفاعت كرد ، و در اين شفاعت نيز الزامى وجود داشت .
بنابر اين جمال الدوله آزاد گرديد و از طرفداران عماد الدين شد و به خدمت او پيوست .
وقتى موكب خليفه با وزير او ، جلال الدين ابى الرضى بن صدقه براى استقبال از اتابك عماد الدين و تهنيت قدوم او بيرون رفت ، جلال الدين ابو الرضا پيش اتابك ماند و ازو درخواست كرد كه نگذارد ديگر پيش خليفه برگردد .
اتابك زنگى اين درخواست را پذيرفت لذا موكب خليفه برگشت در حالى كه ديگر وزير خليفه را همراه نداشت .
آنگاه اتابك عماد الدين زنگى كسى را فرستاد تا خانهء وزير را در بغداد از غارت و چپاول حفظ كند .
بعد ، پاى ميانجيگيرى در پيش گذاشت و ميانهء جلال الدين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 255
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥٥