وقتى وارد لشكرگاه شد و خود را به امير حسين رساند ، امير حسين او را به حضور سلطان محمد برد . سلطان محمد به او كه در حال تسليم محض آمده بود و كفن خويش را نيز در دست داشت ، امان داد و امراء را فرمود كه به او تهنيت بگويند .
سلطان محمد ، ملك بكتاش بن تكش را از جاولى خواست و او بكتاش را تسليم سلطان كرد . سلطان نيز دستور داد او را در اصفهان زندانى كنند .
بيان جنگ ميان طغتكين و فرنگيان و آرامش بعد از آن
درين سال جنگ سختى ميان اتابك طغتكين و فرنگيان درگرفت .
علت بروز اين جنگ آن بود كه طغتكين به سوى طبريه [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - طبريه : قصبهاى است در اردن . طبرانى منسوب به آن منتهى الارب نام شهرى بر ساحل غربى درياچهء طبريه . محلى است از اردن از مضافات شام ( رسالهء مسكوكات مقريزى ) بشام قصه ناحيت اردن است . شهرى است خرم و آبادان و با نعمت و آبهاى روان . ( حدود العالم ) قصبهء اردن . و شهرى است مستطيل و بر كنار درياچهء طبريه واقع است . ( نخبة الدهر دمشقى ) شهرى است در جانب مغرب . گويند عقرب در آن شهر بسيار است ( برهان ) ياقوت گويد : طبريه در اقليم سوم است و طول آن از جهة مغرب 57 درجه و 45 دقيقه ، و عرض آن 32 درجه است . اين شهر در سال 13 هجرى بطريق صلح بر دست شرحبيل بن - حسته فتح گرديد . مشروط بر آنكه نيمى از منازل و كنايس خود را تسليم مسلمانان كنند و بعضى گفتهاند كه شرحبيل چندين روز طبريه را در محاصره نگاه داشت و اهالى ناگزير شدند به نفوس و اموال و كنايس خويش صلح كنند ، مگر جاىهائى را كه از سكنه تهى كرده باشند . شرحبيل براى مسجد مسلمانان موضعى را مستثنى كرد . در خلافت عمر اهالى طبريه پيمان شكستند . و گروهى از روميان