از انطاكيه خارج گرديد . ملك رضوان نيز ششصد سوار براى او فرستاد .
جاولى ، وقتى اين خبر را شنيد ، كسى را نزد قمص ، حاكم رها فرستاد و از او درخواست مساعدت كرد . در ضمن باقيمانده فديهاى كه از او طلبكار بود همه را به او بخشيد . او نيز به نزد جاولى رفت و به - او پيوست .
جاولى در آن هنگام در منبج بود كه خبر رسيد قشون سلطان محمد موصل ، را فتح كرده و به شهر مسلط شده و خزائن و اموال او را تصرف كرده است .
اين واقعه براى جاولى بسيار گران تمام شد . گروه بسيارى از ياران وى منجمله اتابك زنگى بن آقسنقر ، و بكتاش نهاوندى ، با سپاهيان خود از او كناره گرفتند و براى او فقط هزار سوار ماند بانضمام گروهى از سربازان داوطلب كه با آنان به تل باشر فرود آمد .
طنكرى با هزار و پانصد سوار از فرنگيان و ششصد تن از سواران ملك رضوان به استثناى گروهى پياده ، به قشون جاولى نزديك شد .
جاولى جناح راست قشون خود را به امير اقسيان ، و امير التونتاش ابرى و غيرهما ، و جناح چپ را به امير بدران بن صدقه و اسپهبد صباوه و سنقر دراز سپرد . در قلب سپاه خود نيز بالدوين و جوسلين فرنگى را گماشت .
جنگ آغاز شد . كسان طنكرى به قمص ، حاكم رها ، حمله بردند .
زد و خورد شدت يافت . طنكرى قلب سپاه جاولى را از موضع خود به - عقب راند .
جناح چپ جاولى نيز به پيادگان طنكرى فرمانرواى انطاكيه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: ابن الأثير
ص٩١