گرفت
.
بيان احوال جاولى در مدت محاصره
هنگامى كه قشون سلطان محمد به موصل رسيد و آن را محاصره كرد ، جاولى از آنجا رفت و قمص فرمانرواى « رها » را نيز با خود برد . اين مرد را سقمان اسير كرده و جكرمش ، همچنان كه قبلا گفتيم ، او را از وى گرفته بود .
جاولى به سوى نصيبين روانه شد . نصيبين در اين وقت تحت فرمان ايلغازى بن ارتق بود . جاولى به او نامه نوشت و خواهش كرد كه به وى بپيوندد و مساعدت كند و با يك ديگر همدست شوند . به او هشدار داد كه ترس از سلطان محمد ايجاب مىكند كه هر دو براى حفظ خود و در امان بودن از سخط او بهم دست اتفاق بدهند .
ايلغازى به نامهء او جواب مساعد نداد و از نصيبين رفت و آنجا را به پسر خود واگذارد و سفارش كرد كه آن را از دستبرد جاولى حفظ كند و اگر جاولى قصد تصرف آن را كرد با وى پيكار نمايد .
ايلغازى آنگاه به سوى ماردين [ ( 1 ) ] حركت كرد .
جاولى وقتى اين را شنيد از نصيبين برگشت و عازم « دارا » [ ( 2 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] - ماردين : شهرى در تركيه كه داراى بيست و دو هزار نفر جمعيت است . ايستگاه راه آهن آن تا شهر حلب 411 كيلومتر فاصله دارد . در طى سالهاى 1895 و 1917 اكثر مسيحيان اين شهر جلاء وطن كردند و آنجا را ترك گفتند و به دير زعفران رفتند كه نزديك ماردين است و مخصوص مسيحيان سريانى است . ( اعلام المنجد )
[ ( 2 ) ] - دارا : شهر كوچكى بوده است در بين النهرين ( عراق ) . صاحب حدود - العالم در بخش « سخن اندر ناحيت جزيره ( بين النهرين ) و شهرهاى وى » گويد :
« دارا شهركى است بر دامن كوه و اندر وى آب روان بسيار . » - حدود العالم چاپ سيد جلال الدين تهرانى ( از لغتنامهء دهخدا )