سلطان محمد او را گرامى داشت و احسان كرد و وعده داد كه سرزمينهائى را به او واگذار كند .
درين هنگام سرداران سلطان محمد با سپاهيانى كه داشتند به دو پيوستند . منجمله : پسران برسق ، و علاء الدوله ابو كاليجار ، گرشاسب بن على بن فرامرز ، ابو جعفر بن كاكويه كه اجدادش همه حكام اصفهان بودند و فرامرز كسى است كه اصفهان را تسليم طغرلبيك كرد و پدرش با تتش كشته شد .
قشون سلطان محمد از دجله عبور كرد ولى خود سلطان عبور نكرد . اين قشون در نوزدهم ماه رجب با سپاهيان صدقه در زمينى روبرو شدند كه نهرى ميان آنان بود . باد اول به صورت كسان سلطان محمد مىخورد ولى وقتى پيكار شروع شد باد به پشت آنان و به صورت سپاهيان صدقه افتاد . تركان آنها را زير تيرباران گرفتند . بطوريكه در هر بار تيراندازى ده هزار تير به سوى آنان پرتاب مىشد و هر تيرى درست يا به اسب مىخورد يا به اسب سوار . و هر دفعه كه سپاهيان صدقه مىخواستند حمله كنند ، نهر آب مانع رسيدن آنان به تركان و تيراندازان مىشد . و از آنان هر كس هم كه از آب مىگذشت ديگر برنمىگشت .
درين وقت افراد قبايل عباده و خفاجه هم دست از جنگ كشيدند .
صدقه دستور داد ندا در دهند و از آل خزيمه و آل ناشزه و آل عوف كمك بخواهند . به اكراد نيز بهترين وعدهها را داد تا شجاعت خود را ظاهر كنند .
سيف الدوله صدقه سوار بر اسب مو تراشيدهاى بود . و در دلاورى نظير نداشت . بر اسب او سه زخم وارد آمد . اين اسب را امير احمد يل -
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 58
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٨