ديگران براى وزارت به مشورت پرداخت . عدهاى را نام بردند . سلطان گفت : « اجداد من از قبل نظام الملك خير و بركت يافتند . و فرزندان او خورشهاى خوان نعمت ما هستند . از آنها نبايد گذشت . » لذا وزارت خود را به ابو نصر احمد بخشيد . و او را به القابى كه پدرش داشت :
قوام الدين ، نظام الملك ، صدر الاسلام ، ملقب ساخت .
علت رسيدن او به دربار سلطان اين بود كه او وقتى انقراض خاندان خود را ديد به خانهاى كه در همدان داشت رفت و گوشهگيرى اختيار كرد . تصادفا حاكم همدان ، شريف ابو هاشم ، به او آزار رساند .
و او براى شكايت و دادخواهى از دست وى روانهء دربار سلطان محمد شد .
هنگامى كه سلطان محمد وزير خود سعد الملك را مورد غضب قرار داد ، احمد بن نظام الملك در راه بود و وقتى به اصفهان رسيد و به دربار سلطان محمد راه يافت ، سلطان او را خلعت وزارت بخشيد و تحكم و تمكن داد . و كارش بالا گرفت . چنين است گشايشى كه پس از سختى روى ميدهد . او به دادخواهى آمده بود و به فرمانروائى رسيد .
بيان پارهاى از حوادث
در ماه صفر سال 500 هجرى ابو القاسم على بن جهير ، وزير خليفه ، از مقام وزارت معزول شد و در بغداد به خانهء سيف الدوله صدقه كه پناهگاه بىپناهان شمرده ميشد ، پناهنده گرديد . و صدقه كسى را نزد او فرستاد تا او را پيش وى به حله بياورد .
مدت وزارت او سه سال و پنج ماه و چند روز بود . خليفه پس از غزل او دستور داد تا خانهاش را كه در باب العامه بود خراب كنند . در