خواستار متاركه جنگ شدند .
طغتكين نيز در مقابل پيشنهاد كرد كه پادشاه فرنگ از سهم خود در سرزمينهائى مثل جبل عوف ، حنانه ، صلت ، و غور كه بالمناصفه در اختيار داشتند چشم بپوشد .
ولى پادشاه فرنگ به اين پيشنهاد جواب مساعد نداد و نيرومندى خود را به چشم او كشيد .
طغتكين نيز به سوى طبريه روانه شد و آن شهر و آنچه در حوالى آن بود غارت كرد و از آنجا رهسپار عسقلان شد .
عسقلان پيش از آنكه بدست فرنگيان افتد به مصريان تعلق داشت و قشون مصر در آنجا بود . اين سپاهيان كه مصريان پس از بازگشت پادشاه قدس از مصر بدانجا فرستاده بودند ، عبارت از پنجهزار سوار بودند .
وقتى طغتكين به آنان پيوست فرمانده قشون به او اطلاع داد كه رئيسش به او دستور داده در اطاعت طغتكين باشد و بهر چه او حكم كند عمل نمايد .
طغتكين با آن سپاه قريب به دو ماه در عسقلان ماند و چون در پيكار با فرنگيان كارى از پيش نبرد به دمشق بازگشت .
در راه شنيد كه يكصد و سى تن از سواران فرنگى بر يكى از قلعههاى تابعهء او ، موسوم به حصن جلدك ، كه معروف به « زندان » بود تسلط يافتهاند . نگهبان قلعه نيز قلعه را تسليم آنان كرده است . متجاوزان بعد به شهر اذرعات [ ( 1 ) ] حمله برده و در آنجا به يغماگرى پرداختهاند .
هامش
[ ( 1 ) ] - اذرعات ( به فتح الف و كسر يا فتح را ) : شهرى است بشام ( منتهى الارب )