مىداند .
پس از ابو المعالى ، مردم حلب چون از فرنگيان بيم داشتند ، شهر را تسليم نجم الدين ايلغازى كردند .
نجم الدين وقتى زمام امور شهر را بدست گرفت ، هيچگونه دارائى و اندوختهاى در آنجا نيافت زيرا لؤلؤ خادم همه را ريخت و پاش كرده بود .
ملك رضوان در دوره فرمانروائى خود مال بسيار گرد آورده و آن را مرتبا افزايش داده بود ولى خداوند ثروت او را قسمت كسى غير از فرزندان او كرد .
ايلغازى ، وقتى شهر را از اموال تهى يافت ، دارائى جمعى از خدمتگزاران را گرفت و به فرنگيان رشوه داد ، و مدتى كوتاه به همين قدر كه به ماردين برود و قشونى گرد آورد و بازگردد ، با آنان قرار متاركه جنگ گذارد .
نزديك به پايان مدت متاركه جنگ به قصد تجهيز نيرو عازم ماردين شد و پسر خود حسام الدين تمرتاش را در حلب به جانشينى خود گماشت .
بيان پارهاى از رويدادها
درين سال ، يعنى سال 511 هجرى قمرى ، ماه به شدت گرفت و خسوف كلى روى داد .
و در چنين شبى كه ماه گرفته بود فرنگيان به حوالى حماة ، از شهرهاى شام ، هجوم بردند و از اهالى آنجا بيش از صد مرد را كشتند و بازگشتند .
درين سال ، روز عرفه ( روز نهم ذى الحجه ) در عراق و جزيره