تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
اما رافع بالاخره توانست وارد شهر شود . على قشونى از مهديه براى سركوبى او فرستاد . و او را در قيروان محاصره كرد تا اينكه از قيروان خارج شد و به قابس بازگشت . بعد وقتى عده‌اى از بزرگان افريقيه ، از عرب و غيره ، پاى وساطت در ميان گذاشتند و از على درخواست صلح كردند . ابتدا از قبول اين درخواست سرباز زد ولى سرانجام به اين امر رضا داد و پيمان صلح بست .

بيان تيرگى روابط و نگرانى در ميان رجار و امير على

ميان رجار ، فرمانرواى صقليه ، و امير على ، صاحب افريقيه ، دوستى و مودت شديد وجود داشت . تا وقتى كه رجار - هم چنان كه قبلا گذشت - رافع را يارى داد . از آن به بعد ، اين دو نفر ، يعنى رجار و على ، هر يك از ديگرى انديشناك بود . رجار به لحنى غير عادى و غير دوستانه على را مخاطب قرار ميداد و اين موضوع ترسى را كه از يك ديگر داشتند شديدتر مىكرد تا اينكه يك بار رجار نامه خشونت آميزى به على فرستاد و تهديدش كرد . على كه از ناحيه او احساس خطر نمود ، فرمان داد كه ناوگان و مهمات براى مقابله با او آماده سازند . به مرابطان مراكش نيز نامه‌اى نگاشت كه براى ورود به صقليه نزد او اجتماع كنند . رجار كه چنين ديد از كارى كه مىخواست بكند چشم پوشيد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 224 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت