و بروند .
ولى شيرگير به آنان گفت : « اگر ما اين گروه را ترك كنيم و برويم ، و خبر بازگشت ما شايع شود ، از قلعه فرود خواهند آمد و از خواربار و ذخائرى كه ما براى خود تهيه كرده بوديم استفاده خواهند برد . پس صلاح در اين است كه همين جا بمانيم تا قلعه را فتح كنيم . و اگر ماندن درين جا تا آن حد هم مقدور نيست چارهاى نداريم جز اينكه لا اقل سه روز بمانيم تا آذوقه و بار و بنه و ساير چيزهائى كه تهيه كردهايم تمام شود و آنچه را كه نمىتوانيم با خود ببريم بسوزانيم تا در دست دشمن نيفتد . »
افراد قشون وقتى اين سخنان را شنيدند دانستند كه راست مىگويد ، لذا عهد كردند كه اتفاق و اجتماع خود را حفظ كنند .
اما وقتى شب فرا رسيد همه بيسر و صدا مواضع خود را ترك كردند و رفتند .
بجز شيرگير هيچكس ديگر باقى نماند . باطنيان از قلعه فرود آمدند و بر او حملهور شدند .
او با آنان جنگيد و همه را به عقب راند و آنچه را كه از رفتن سربازان و اتباعش بر جاى مانده بود حفظ كرد .
سرانجام ، همين كه او نيز رفت و به سپاهيان خود پيوست و از قلعه الموت دور شد ، باطنيان آنچه را كه مانده بود به غنيمت بردند .
بيان محاصره قابس و مهديه
درين سال على بن يحيى ، فرمانرواى افريقيه ناوگانى را تجهيز