كرد و تصرف آنها را كارى سهل شمرد . ضمنا رفتارى را كه ارسلان شاه با برادران خود كرده بود براى سلطان سنجر شرح داد . و گفت او بعضى از برادران خود را كشته و بعضى ديگر را كور كرده كه نتوانند از ربقه فرمان وى خارج شوند .
سلطان سنجر به عزم جنگ با ارسلانشاه حركت كرد و چون به بست رسيد يكى از خاصان خود را به رسالت پيش ارسلانشاه فرستاد .
ولى ارسلانشاه او را گرفت و در قلعهاى زندانى كرد .
سنجر حركت خود را سريعتر ساخت و ارسلانشاه وقتى خبر نزديك شدن او را شنيد فرستاده او را آزاد كرد .
سنجر با قشون خود به غزنه نزديك شد . و در يك فرسخى شهر ، در صحراى شهر آباد ، جنگ ميان دو لشگر درگرفت .
ارسلانشاه سى هزار سوار و گروه كثيرى پياده و يكصد و بيست فيل به ميدان جنگ آورده بود . روى هر فيل چهار سپاهى نشسته بودند .
فيلان به قلب سپاه سلطان سنجر حمله بردند كه خود سنجر نيز در ميان آنان بود . سربازان سنجر از فيلها مىگريختند . سنجر به غلامان ترك خود فرمان داد كه فيلها را هدف تير قرار دهند . لذا سه هزار غلام ترك پيش رفتند و همه در آن واحد فيلها را تيرباران كردند و عدهاى از آنها را كشتند .
فيلها از قلب سپاه سنجر برگشتند و به جناح چپ سپاه حملهور شدند . ابو الفضل حاكم سيستان هم در آن جناح بود . وقتى روحيه سربازان از ديدن فيلها ضعيف شد ، ابو الفضل آنان را تشجيع كرد و از گريختن ، به علت دورى از زادگاه خود ، ترساند . خود نيز از اسب پياده شده و به فيل بزرگى كه پيشاپيش فيلها حركت مىكرد حمله
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٦