برجها گرديد . او با خود هزار مرد مسلح و مجهز را به راه انداخت .
با هر مرد هم يك پشته هيزم بود . اين عده با فرنگيان جنگيدند و پيش رفتند تا به برجى رسيدند كه چسبيده به ديوار شهر بود . آنگاه از قسمتهاى مختلف آن هيزمها را فرود افكندند و آتش زدند .
بعد از ترس اينكه مبادا فرنگيانى كه در برج بودند به فرو - نشاندن آتش اقدام كنند و از سوختن رهائى يابند ، كيسههاى پر از مدفوع انسانى را كه قبلا آماده كرده بودند ، بر روى آنها ريختند .
بوهاى زننده و آلودگىهاى نجاساتى كه به روى فرنگيان ريخته شد ، آنان را مشغول كرد و از خاموش ساختن آتش بازداشت . لذا آتش در برج شعلهور شد و جز عدهاى معدود كه جان سالم بدر بردند اكثر كسانى كه در برج بودند طعمهء حريق شدند .
مسلمانان از آن برج بوسيلهء چنگكهاى مخصوصى تا آنجا كه ميتوانستند غنائمى بدست آوردند . بعد سبدهاى انگورى بزرگى را از هيزمهائى كه آغشته به نفت و قير و دوده و كبريت بود پر كردند . و با پرتاب هفتاد سبد از اين گونه هيزمها دو برج ديگر را نيز آتش زدند .
پس ازين پيروزى ، مردم صور سردابهائى در زير زمين حفر كردند كه فرنگيان اگر از ديوار بالا رفتند و داخل شهر شدند در آنها بيفتند . همچنين اگر مجددا برجى ساختند و آن را پاى ديوار شهر گذاشتند ، برج در آن سردابها فرو برود .
ولى يكى از مسلمانان پيش فرنگيان رفت و از آنان امان خواست و از نقشهاى كه مسلمين ريخته بودند آگاهشان كرد . فرنگيان نيز طريق احتياط پيش گرفتند و در دام نيفتادند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٤