نيز گرفت و در آنها به قتل و غارت پرداخت .
فرنگيان هم وقتى برگشتند و از فرات گذشتند با توابع حلب همان رفتار را كردند كه شرح داديم .
اما سپاهيانى كه از طرف سلطان محمد مجهز شده بودند ، وقتى شنيدند كه فرنگيان برگشته و از فرات گذشتهاند ، بار ديگر به رها رفتند و آنجا را محاصره كردند . ولى ديدند كه شهر نيروى تازهاى يافته و مستحكم شده است . چون خواربار و ذخائرى كه فرنگيان در آنجا گذارده بودند ، همچنين كثرت مردان مبارزى كه مىتوانستند از شهر دفاع كنند ، باعث تقويت روحيه اهالى شده بود .
بدين جهت سپاهيان سلطان محمد وقتى ديدند محاصره شهر فايدهاى ندارد و از اين كار نتيجهاى نمىگيرند ، شهر را ترك گفتند و به سوى قلعهء تل باشر رفتند .
اين قلعه را نيز مدت چهل و پنج روز در محاصره گرفتند و آخر بدون اخذ هيچگونه نتيجهاى از آن دست برداشتند .
آنگاه به حلب رفتند . ملك رضوان ، فرمانرواى حلب ، دروازههاى شهر را به روى آنان بست و دست اتفاق به آنان نداد .
در آنجا امير سكمان قطبى مريض شد و به حال بيمارى از آنجا بازگشت و در شهر بالس درگذشت .
سپاهيانش جسد وى را در تابوت گذاشتند و به سوى شهر خود برگشتند . در راه ايلغازى به آنان حمله كرد تا دستگيرشان كند و آنچه دارند به غنيمت ببرد . ولى آنان تابوت را در قلب سپاه گرفتند و در اطراف آن با سرسختى بسيار جنگيدند . در نتيجه ، ايلغازى شكست خورد و گريخت و سپاهيان امير سكمان آنچه را كه او داشت به غنيمت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤٠