به اندازهء مصرف يك سال ، به طرابلس رسيد اين كشتى ، بعد به شهر صور رفت و هشت روز پس از مسخر شدن صور به علت پيش آمدى كه براى اهالى آن رخ داد ، بدان شهر رسيد و خواربار و ذخائرى كه داشت در گذرگاههائى كه به شهرهاى صور ، صيدا و بيروت منتهى مىشد خالى كرد .
اما فخر الملك بن عمار به شهر شيراز رفت و حاكم شهر امير سلطان بن على بن منقذ كنانى او را گرامى داشت و احترام كرد و ازو خواست كه در نزد وى بماند ولى او دعوت وى را نپذيرفت و به دمشق رفت .
فرمانرواى دمشق ، طغتكين ، ازو پذيرائى كرد و اموال و هدايائى به او بخشيد و سرزمين زبدانى را كه يكى از توابع بزرگ دمشق بود به او واگذاشت .
اين واقعه در محرم سال 502 هجرى اتفاق افتاد .
بيان جنگ ميان محمد خان و ساغر بيك
درين سال ساغر بيك بازگشت و سپاهى انبوه از اتراك و ساير افراد گرد آورد و عازم تصرف سرزمينهاى محمدخان در سمرقند و غيره گرديد .
محمد خان رسولى را نزد سلطان سنجر فرستاد و ازو كمك خواست .
سنجر نيز قشونى براى او فرستاد ، سپاهيان كثير ديگرى نيز بر او گرد آمدند . آنگاه عازم جنگ با ساغر بيك گرديد .
دو لشگر در نواحى خشب با هم روبرو شدند و به جنگ پرداختند ساغر بيك و سپاهيانش شكست خوردند و به دم شمشير از پا درآمدند افراد بسيارى از آنان اسير شدند و اموال بسيارى از آنان نيز به غارت