مىتواند بعد از بالغ شدن آن عقد را به هم بزند و قبول نكند ، و امّا چنانچه مراعات حال دختر شده باشد به آن نحو كه بايد بشود ، ديگر دختر حق ندارد كه قبول نكند ، بلكه عقد لازم است .
مسأله 4 - اگر چنانچه شخصى بدون اجازهء زن و يا بىاذن مرد عقدى براى او كرد اختيار عقد به دست آن مرد و زن است ؛ خواستند موافقت مىكنند و نخواستند رد مىنمايند .
امورى كه مانع از زناشويى است
اول : نسب
بدان كه به خاطر نسبت هفت طايفه از زنان بر هفت طايفه از مردان حرام است : اول : مادر و مادر مادر و مادر پدر ؛ هر چه بالا رود . دوم : دختر و نوهء دخترى ؛ چه از پسر باشد و چه از دختر گر چه با واسطهء زياد باشد . سوم : خواهر ؛ چه پدر و مادرى باشد و چه پدرى تنها يا مادرى تنها . چهارم : دختر برادر ؛ چه برادر پدر مادرى باشد چه غير آن . پنجم : دختر خواهر ؛ چه خواهر پدر و مادرى باشد و چه غير آن . ششم : عمه ؛ چه پدر و مادرى باشد و چه غير آن . هفتم : خاله ؛ چه پدر و مادرى باشد و چه غير آن .
مسأله 1 - نسب گاهى شرعى است و آن آن است كه حاصل مىشود به وطى حلال ، چنانچه زنى را عقد كند و يا صيغه نمايد و گاهى عرفى است چنانچه از روى زنا اولاد پيدا شود ، كه در اين صورت اگر چه ارث بردن از هم ديگر صحيح نيست ولى ازدواج باز حرام است .
مسأله 2 - چنانچه اشتباه شد در نزديكى با زن نامحرم و خيال كرد كه او زوجهء خود اوست پس در اين صورت ، هم ارث بردن از همديگر ثابت است و هم حرام بودن ازدواج با دخترى كه از او پيدا كند .