مسأله 22 - اگر صاحب سرمايه شرط كرد كه فلان جنس را نخرد و به فلان كس نفروشد نبايد تخلف كند ، و اگر تخلف كرد و خسارتى وارد آمد بايد جبران كند ، ولى اگر با مخالفت در آمدى حاصل شد شريك است با سرمايه دار به هر نحو قرار دادهاند .
مسأله 23 - جائز نيست از براى عامل كه سرمايه را مخلوط كند به مال ديگرى ، چه مال خودش باشد يا غير خودش مگر با اذن مالك .
مسأله 24 - اگر نسيه دادن متعارف نباشد نمىتواند نسيه دهد ، مگر با اذن صاحب مال و اگر نسيه دهد ضامن مىشود و بايد از عهده برآيد .
مسأله 25 - عامل نمىتواند مال را حمل كند به جاى ديگر چه سفر دريايى باشد يا غير دريايى و در محل ديگر تجارت كند ، مگر به اذن مالك و اگر چنين كرد ضامن است ، ولى اگر سودى حاصل شد شريكند .
مسأله 26 - عامل نمىتواند از مال التجاره خرج كند ؛ گر چه كم باشد ، مثل ده شاهى به فقير يا سقّا .
مسأله 27 - اگر سفر براى تجارت با اذن مالك باشد مىتواند از سرمايه تمام چيزهايى را كه در سفر محتاج است بردارد ، از قبيل خوراكى و پوشاكى و مركب و آلات و ادوات و كرايهء سفر و كرايه منزل به حسب شأنش با مراعات اقتصاد ، و اگر اسراف كند مقدار اضافه بر عهدهء خود اوست .
مسأله 28 - اگر مخارجى كه گفته شد نكند يا به واسطهء محتاج نبودن يا مهمان شدن يا به واسطهء سخت گيرى به خودش ، نبايد از سرمايه آن مقدار را بردارد .
مسأله 29 - جائز نيست عامل كسى را وكيل كند در اصل تجارت ، مگر با اذن صاحب مال ، ولى مىتواند در بعض مقدمات و در واقع نمودن بعض معاملات كه متعارف است به دلال واگذار كند ، به نحو متعارف عمل كند .
مسأله 30 - سود كه حاصل شد عامل قسمت خود را مالك مىشود و
رسالهء نجاة العباد ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٧٠