تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
ميخائيل ناميده ميشد پادشاه شد . و در جمادى الاخره اين سال ابو الحسن محمد بن جعفر جهرمى شاعر درگذشت هموست كه گفته است :
« يا ويح تلبى من تقلبه * ابدا يحن الى معذبه » « قالوا : كتمت هواه عن جلد * لو ان بى رمقا يحت به » « بأبى حبيبا غير مكترث * عنى و يكثر من تعتبيه » « حسبى رضاه من الحياة و ما * قلقى و موتى من تغضه »
مفاد اين ابيات به فارسى چنين است : اى داد بر دل من كه همواره از جفاى دلدار مينالد . به من گفتند : با خويشتن دارى عشق او پوشيده بدار . هر گاه مرا توانى بود به زبان ميآوردم ، فدايش شوم كه دلبندم در بند من نيست و بدرشت گوئى ميفزايد ، من در زندگانى رضاى او خواهم و چه پريشانى مرا بايد چون مرگ من از خشم او باشد . ميان او و مطرز هجوياتى بوده است .