رفت و منتظر وصول موسم بهار گرديد كه مجددا دنبال غزها برود ، و در دشت كه بدانجا پناه گرفته بودند ، آنها را طلب كند اين رويداد ، و بيرون رفتن غزها از خراسان چنان كه بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد . بسال سى و يك ( بعد از چهار صد ) رخ داد .
بيان تصرف شهر خولنجان بوسيله ابى الشوك
حسام الدوله ابو الشوك قرميسين از اعمال جبل را پيش از اينها گشوده و مسخر كرده و حكمران آنجا را دستگير كرده بود . وى از اكراد قوهيه ( كوهستانى ) بود .
برادر حكمران به دژ اربنه رفته و از پيگرد ابى الشوك پناه بدان دژ برد ، و ياران خويش در شهر خولنجان گذاشت كه شهر را محافظت كنند همين كه اين زمان فرا رسيد .
ابى الشوك سپاه خود را به خولنجان سوق داده آنجا را محاصره كردند و لكن چيزى از پيروزى در اين امر نيافتند ، پس دستور داد سپاه برگردد و مردم شهر از بازگشت سپاه او امنيت خاطر پيدا كردند .
سپس سپاه ديگر مجهز كرد و بىآنكه احدى آگاه شود مجرد و زبده همان روز آنها را بنقطه مقصود سوق داد و دستور داد آباديهاى پيرامون دژ اربنه را غارت كنند و بهر كس هم كه دست يافتند براى پايان دادن به زمان پيكار بكشند كه مردم شهر خولنجان آگاه از حركت آنها نشوند . سپاه ابى الشوك آنچه دستور داده شده بود انجام دادند ، و به آباديهاى پيرامون دژ رسيدند و مردم آنها بهيچوجه آمادگى نداشته با اين همه جنگ شديدى كردند و سرانجام آنهايى كه در شهر بودند تسليم شدند و از سپاهيان كه در شهر بودند در قلعه وسط شهر متحصن شدند و ياران ابى الشوك آنها را محاصره كردند و در ذى قعدهء اين سال آنجا را تصرف نمودند .
بيان خطبه خواندن براى عباسيان در حران ورقه
در اين سال شبيب بن وثاب نميرى حكمران حران ورقه ، بنام القائم بامر اللّه خطبه خواند و خطبه خواندن بنام المستنصر باللّه علوى را قطع كرد .