و از آبيارى نخلستانها جلوگيرى كردند و بيشتر آنها نابود شد .
و در اين سال زكى ابو على النهر سابسى از زندانش فرار كرد ، قرواش او را در موصل زندانى كرده بود ، و تاكنون در زندان بسر برده بود . در اين سال از عراق كسى حج نگذارد .
در اين سال احمد بن كليب ، اديب و شاعر اندلسى درگذشت . داستان او با اسلم بن احمد بن سعيد مشهور است ، و دلباختهء وى بود ، دربارهء او سروده است :
« اسلمنى فى هواه * اسلم هذا الرشا »
« غزال له مقلة * يصيب بها من يشا »
« وشى بيننا حاسد * سينال عما وشى »
« و لو شاء آن يرتشى * على اوصل روحى ارشا »
مفاد آن به فارسى چنين است كه گويد : اسلم مرا تسليم عشق خويش كرد ، غزالى است داراى مژگان كه تيرش بهر جا كه خواهد به نشانه زند ، حسودى ميان ما سخنچينى كرد . بپرسيدمش سعايت از چه كرده است ؟ چنانچه رشوهاى براى وصل خود خواهد روان خويش نياز مينمايم .
وى از غصهء عشق خود درگذشت .
در جمادى الاولاى اين سال احمد بن عبد الملك بن احمد بن شهيد اديب اندلسى درگذشت ، از سرودههاى اوست :
« ان الكريم اذا نالته مخمصة * ابدى الى الناس شبعا و هو طيان »
« يحنى الضلوع على مثل اللظى حرتا * و الوجه غمر بماء البشر ملان »
و نيز از اوست :
« كتبت لها اننى عاشق * على مهرق اللثم بالناظر »
« فودت على جواب الهوى * با حور عن مابهء حاير »
« منعمة نطقت بالجنون * فدلت على دقة الخاطر »
« كان فوادى اذا اعرضت * تعلق فى مخلبى طائر »
مفاد اين ابيات به فارسى چنين است : بخشنده مردى چون گرفتار شود بمردم