مسعود در هشتم جمادى الاخره بسال چهار صد و بيست و دو به غزنه رسيد ، و پادشاهى او استوار شد ، فرستادگان پادشاهان از ديگر اقطار ، بدرگاهش روى نهادند .
ملك خراسان و غزنه و بلاد هندوسند ، و سجستان و كرمان و مكران و رى و اصفهان و بلاد جبل و غير ذلك ( زير چتر پادشاهى ) او را بودند و سلطهاش عظيم و ترسآور بود .
بيان پاره از احوال يمين الدوله
يمين الدوله محمود بن سبكتكين مردى خردمند ، ديندار و خير بود . از دانش و معرفت برخوردارى داشت و بنام وى كتابهاى بسيار در فنون دانشها تصنيف شد ، و دانشمندان از اقطار بلاد قصد او نمودند و او آنان را گرامى ميداشت و از ديدارشان استقبال كرده و احترامشان مينمود و به آنها احسان ميكرد . محمود مردى دادگستر و بسيار با دهش و بخشنده و با ارفاق نسبت به رعاياى خويش بود ، جهاد بسيار كرده و فتوحات او مذكور و مشهور است و آنچه از روزگاران گذشته و دور بما رسيده بود بيان كرديم و آن رويدادها خود دليل بذل جان در راه خداى بزرگ و اهتمام او در امر جهاد مىباشد . چيزى كه در او عيب گرفته شود نبود مگر اينكه از هر راهى كه بود اموال را ميگرفت . از جمله اينكه شنيد شخصى در نيشابور هست كه بسيار دولتمند و توانگر است ، او را به غزنه احضار كرد و به او گفت : ما شنيدهايم تو قرمطى هستى .
آن مرد گفت : من قرمطى نيستم . هر چه دارائى دارم بگيريد و مرا از اين نام ( تهمت ) معاف داريد . محمود مالى از وى بگرفت . و نامهاى در صحت اعتقادش نوشته بر آن صحه گذاشت .
بناى مشهد طوس را تجديد كرد كه در آنجا آرامگاه على بن موسى الرضا ، و الرشيد ( مقصود هارون الرشيد است ) قرار دارد و به نيكوترين وجهى تجديد ساختمان كرد . پدرش سبكتكين آنجا را خراب كرده بود و مردم طوس كسانى را كه به زيارت به آنجا ميرفتند اذيت ميكردند ، و محمود از كار آنها در آزار زائرين