است آن وقت اين رسم بد شايع گرديد . ) ( 1 ) باز از اين داستان كه منتسكيو نقل مىكند به خوبى روشن مىشود كه كودك مورد اهميّت پدران و سرپرستان نبوده است . ولى پس از آن كه اسلام ظهور مىكند ، فرزندكشى و اهانت بر كودكان چنان كه بعدا متذكر مىشويم به كلى از بين مىرود .
مسئوليت مدنى ناشى از جرم در مورد كودكان بزهكار در حقوق اسلامى
مسئوليت مدنى عبارت است از : ملزم ساختن افراد جامعه به جبران ضررى كه به افراد ديگر يا به اموال يا به حيوانات وارد مىگردد .
در حقوق اسلام مسئوليت الزامى سه نوع متفاوت دارد :
1 - مسئوليت به عنوان استحقاق كيفر ناشى از تكليف .
اين گونه مسئوليت براى افراد بالغ بوده و به كودكان متوجّه نمىباشد . مانند حبس و قصاص و تازيانههاى مقرّره و غير ذلك . زيرا مطابق حديث :
رُفِعَ القَلَمُ عَنِ الصَّبِىِّ حَتَّى يَحتَلِمَ وَعَنِ المَجنُونِ حَتَّى يُفِيق ( قلم تكليف از كودك برداشته شده است تا اين كه به مرحلهء بلوغ برسد و از ديوانه تا اين كه از جنون رهايى يابد . ) 2 - مسئوليت به عنوان استحقاق تأديب .
3 - مسئوليت به عنوان مشمول بودن به احكام وضعى ( لزوم جبران ضرر و خسارت ) .
1 - مسئوليت به عنوان استحقاق كيفر ناشى از تكليف
دلايل قاطعانه اى در مدارك حقوق اسلامى با وضوح كامل ، مسئوليت به عنوان استحقاق كيفر ( به معناى عمومى ) ناشى از تكليف را از كودكان سلب نموده است و در قاعدهء فقاهى گفته مىشود :
( چون كودكان مكلَّف نيستند ، پس مجرم نيستند ، لذا عقاب و كيفر نيز براى آنان وجود ندارد . )
هامش
( 1 ) روح القوانين ، منتسكيو ، ص 658 و 657