در حقوق اسلام علاوه بر وضع اين حق ، هم خود انسانها و هم دولت و جامعه را براى منتفى ساختن اين سلطه مكلَّف مىداند . و همان گونه كه همهء ملتها و جوامع بشرى حق تسلط بر وجود خود دارند حق تملك و حفظ و حراست ثروتهاى طبيعى و صنعتى خود را نيز دارا هستند .
2 - تصريح به اين كه همهء انسانها بندگان خداوند سبحان هستند و هيچ كس بنده و برده ديگرى نيست ( و آن چه كه در دورانهاى باستان جريان داشته پديده اى غير طبيعى بوده كه همهء مسايل اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى رسمى و سياسى را رو بناى خود قرار داده بود ) يك حقيقت بسيار عالى انسانى است كه همهء انسانها بايد از آن مطَّلع باشند و به همين جهت بود كه اسلام با منطقىترين راه كه عبارت بود از ريشه كن كردن تدريجى بردگى و بندگى ، اين پديدهء خلاف اساسىترين حقوق بشرى را كه « آزادى » است از بين برد .
حقوق بشر از ديدگاه اسلام ماده پانزدهم
هر انسانى در بيان رأى خود آزاد است به نحوى كه با اصول شرعى تعارض نداشته باشد .
ماده شانزدهم
هر انسانى حق بهره بردارى از نتايج فعاليتهاى علمى و ادبى و هنرى و كسبى خود را دارا است و نيز هر انسانى حق دارد از مصالح معنوى و اعتبارى و مالى خود كه از فعاليتش ناشى مىشود حمايت كند ، مشروط به اين كه آن فعاليت مخالف شرع نباشد .